تا سال ديگر خدا نگهدار اينترنت و تمامي دوستان.....
نوشته شده توسط يك دوست در سه شنبه 1388/04/30
ساعت موضوع |
لینک ثابت
عدد اکسایش
کمدید رنگ و کور رنگی
بسیاری از مردم توانش کمتر از هنجار برای تشخیص رنگ دارند. آنان که می توانند رنگهای مختلف را ببینند اما در تشخیص رنگ آنها دشواری دارند گوئیم دچار کمدید رنگند. آنان که بکلی از دیدن رنگ ناتوانند گوییم کور رنگی کامل دارند این کسان کمیابند و....
کمدید رنگ و کور رنگی
بسیاری از مردم توانش کمتر از هنجار برای تشخیص رنگ دارند. آنان که می توانند رنگهای مختلف را ببینند اما در تشخیص رنگ آنها دشواری دارند گوئیم دچار کمدید رنگند. آنان که بکلی از دیدن رنگ ناتوانند گوییم کور رنگی کامل دارند این کسان کمیابند و همه رنگها برایشان درجات مختلف خاکستری است اما نوعی از کور رنگی که شایع است کور رنگی نسبت به سرخ و سبز است عده این نوع کسان در میان مردها بیشتر از زنهاست. کور رنگی برای آبی و زرد بسیار کمیابست.
درست نیست که بگوییم بعضی کسان همه رنگها را میتوانند ببینند و بعضی نمیتوانند یعنی تقسیم مردم به گروه مشخص از این لحاظ صحیح نیست توانش دید رنگها نیز در افراد شدت و ضعف دارد یعنی در یک سو کسانی هستند که توانش دید کامل دارند و در سوی دیگر کور رنگانی قرار دارند که هیچ رنگی را نمیتوانند ببینند و بین این دو قطب درجات مختلف از شدت و ضعف دارد.
انواع تستها برای آزمودن کوری رنگ ساختهاند یکی از بهترین آنها تست ایشیها را است که تصویر اول از آن گرفته شده است اگر این شکل را به کسی نشان دهید که نسبت به سرخ و سبز کوری رنگ دارد عدد 2 را در آن تصویر خواهد دید. آنکس که دید بهنجار دارد و عدد 5 را در آن میبینید. اگر به دقت به تصویر نگاه کنید خواهید دید دایرههایی که شکل 5 را ساختهاند از بقیه دایرهها از لحاظ رنگ اختلاف دارند اما درخشانی دایرههای متشکل آن همانقدر با هم اختلاف دارد که دایرههای دیگر و از این لحاظ بین آنها فرقی نیست.
این اختلاف تصادفی درخشانی دایره موجب میشود که شخصی که کور رنگی دارد نتواند شکل 5 را ببیند دوباره به شکل نگاه کنید خواهید دید که عدهای دایرهها هستند که درخشانی متفاوت دارند و چنان پهلوی هم گرد آمدهاند که شکل را تشخیص میدهند این شکل عدد 2 است ممکن است در تشخیص شکل 2 دشواری داشته باشید زیرا آمادگی شما برای رنگ مانع از این امر میشود اما کسی که رنگها را نمیبینند و فقط درخشانی را تشخیص میدهد یعنی کوری رنگ دارد فوراً متوجه شکل میشود برای او 2 همانقدر مشخص و واضح است که 5 برای شما.
بسیاری کسان که گرفتار کوری رنگیند از نقیضه خود آگاه نیستند زیرا آموختهاند که رنگها را از روی درخشانی خاص هر یک نامگزاری کنند. مثلاً کسی که کوری رنگ سرخ و سبز دارد سرخ برایش معادل خاکستری سیر است پس هر چیز سرخی بنظر او خاکستری خاصی میآید. اما آموخته است آن را سرخ بنامد. به همین ترتیب کسی که کوری رنگ سبز دارد ممکنست پیراهن قهوهای را که دارای درخشانی معینی است سبز بخواند.
مناطق شبکیه مربوط به بینائی رنگ
چنانکه در تصویر دوم نشان داده شده است ناحیه معینی در روی شبکیه نسبت به رنگ کاملاً کور است و ناحیه دیگر نسبت به سرخ و سبز بیحس است از این گذشته فقط نقطه خاصی در شبکیه بکلی کور است و آن را نقطه کور خوانده اند و در این نقطه است که اعصاب چشم به شبکیه متصل می شوند.
برای تعیین ناحیه رنگ بین شبکیه و ناحیه نقطه کور دستگاهی بکار میبرند که پریمتر خوانده میشود و در شکل اول نمایانده شده است. آزمودنی یک چشم را میبندد و با چشم دیگر وسط پریمتر را نگاه میکند و از گوشه چشمش رنگ صفحه کوچکی را که آزماینده از آخرین نقطه خمیدگی پریمتر به سوی مرکز میآورد یا از مرکز به سوی آخرین نقطه میبرد میبیند.
فرض کنید که صفحه مزبور سرخ است در وسط شبکیه رنگ سرخ و سایر رنگها به آسانی دیده میشود بتدریج صفحه رنگی از خط دید وسط چشمها به سوی بیرون میرود تا بجایی که آزمودنی دیگر آن را به صورت سرخ نمیبیند بلکه رنگ خاکستری میبیند. عده درجاتی که بین مرکز پریمتر و این نقطه قرار دارند یادداشت میشوند. آنگاه صفحه را از بیرون خمیدگی به سوی وسط میآورد و نگرنده وقتی رنگ سرخ را میبیند گزارش میدهد و این محل نیز درجهاش تعیین میگردد.
این رویه ممکن است برای رنگهای مختلف روی همین محور تکرار شود و یا محورهای دیگری برای این منظور برگزیده شود نواحی رنگ با نوع نوری که در آزمودنی تاثیر میکند تفاوت میپذیرد و نیز افراد مختلف از این لحاظ باهم تفاوت دارند.
اندازه گیری دید رنگ چشم
وقتی نور ثابت باشد نتایجی که از اندازه گیری دید رنگ پیرامونی چشم بدست آمده است از این قرار است:
همه رنگها در وسط میدان دیده میشود وقتی رنگ سرخ یا سبز از مرکز میدان دید به سوی محیط حرکت کند بجایی میرسد که دیگر به صورت رنگ دیده نمیشود وسعت میدان دید زرد و آبی بیشتر است اما اینها هم وقتی بسوی خارج مرکز میدان دید حرکت کند بجایی میرسند که دیگر به صورت رنگ مشهود نیستند اما در پیرامون میدان دید جایی که دیگر رنگها تشخیص داده نمی شوند شخص نور خاکستری و سفید را میبیند تا اینکه بجایی میرسیم که بکلی دید پیرامونی چشم تاریک میشود.
شکل دوم نشان میدهد که چگونه نقطه کور را در چشم می توان دید.
نوشته شده توسط يك دوست در سه شنبه 1388/04/30
ساعت موضوع |
لینک ثابت
هیپنوتیزم
خواب مصنوعی که از زمانهای قدیم از پدیدههای ماورای طبیعی به شمار میرفت از زمان دکتر آنتوان مسمر (ازسال 1774 میلادی) ارزش درمانی پیدا کرده و به توسط مسمر به کار گرفته شد. مسمر ابتدا به آن نام «مغناطیس» و بعدها «مانیهتیسم» نهاده بود که سالها بعد به توسط دکتر برید به نام «هیپنوتیزم» در آمد. با اینکه علم هیپنوتیزم در بدو پیدایش علمی توسط دکتر مسمر ، به دلیل ناشناخته بودنش مورد تردید و تمسخر پزشکان قرار گرفت، اما.....
خواب مصنوعی که از زمانهای قدیم از پدیدههای ماورای طبیعی به شمار میرفت از زمان دکتر آنتوان مسمر (ازسال 1774 میلادی) ارزش درمانی پیدا کرده و به توسط مسمر به کار گرفته شد. مسمر ابتدا به آن نام «مغناطیس» و بعدها «مانیهتیسم» نهاده بود که سالها بعد به توسط دکتر برید به نام «هیپنوتیزم» در آمد. با اینکه علم هیپنوتیزم در بدو پیدایش علمی توسط دکتر مسمر ، به دلیل ناشناخته بودنش مورد تردید و تمسخر پزشکان قرار گرفت، اما پس از جزر و مدهای زیادی ، ارزش علمی و درمانی آن روشن شد و این علم به عنوان پدیدهای مرتبط با فیزیولوژی ، زیست شناسی ، روانشناسی و پزشکی رسمیت پیدا کرد.
تصوری که عموم از این علم دارند با واقعیاتی که در آن وجود دارد در تضاد میباشد زیرا برخی مبالغهها و برخی اغراقات مانع از رشد و شکوفایی این علم قدرتمند شده و ذهن بشریت را درهم تنیده است. شاید خود شما بخواهید از پدیدههای ناشناخته پرده بردارید و همه چیز را برای خودتان کشف کنید اما برای هر عملی و هر کشفی مقدمهای ، مطالعهای ، سختی و دشواریهایی وجود دارد که احتمال دارد بعد از طی طریق به نتیجه برسید.
تاریخ هیپنوتیزم
هیپنوتیزم اولین بار توسط دکتر برید در حدود 160 سال پیش ابداع شد. اما این فن از قدیم به گونههای مختلف در جوامع بشری مطرح بوده و مورد استفاده قرار میگرفته است. عده زیادی این علم را در گذشته غیرعادی دانسته و تنها معدودی افراد به واقعیت آن پی برده بودند. از زمان دکتر مسمر این علم تحت عنوان «مغناطیس» و سپس «مانیه تسیم» در جهان دانش راه یافت و اکنون نیز با نام «هیپنوتیزم» مورد استفاده روانپزشکان و روانشناسان قرار میگیرد.
از تمدن سههزار ساله مصر باستان سنگنوشتههایی بر جای مانده که از هیپنوتیزم و روشهای مربوط به آن بحث شده است. از پدیدههای تاریخی هیپنوتیزم میتوان به خیرهشدن به بلور ، معالجه بوسیله پاسهای دست ، عبور از دیوار ، غلبه بر جاذبه زمین و ... نام برد.
سیر تحولی و رشد
بر طبق شواهد و مدارک ، علم هپنوتیزم توسط یوناینان ، آشوریان ، کلدانیان ، بابلیها ، عبریها ، چینیها ، رومیان ، هندوها نیز مورد استفاده قرار میگرفته است.
کتب مذهبی زیادی مطالبی را بیان کرده که بیانگر استفاده از هیپنوتیزم است. مانند ، شفا یافتن بیماران بوسیله نگاه ، تکلم ، لمس و ...
در قرون وسطی مجالسی تشکیل میشده که پزشکان و ستاره شناسانی چون پاراسلس بوسیله آهنربا معالجاتی انجام میدادند. پاراسلس میگفت : «آهنربا دارای یک قطب منفی و یک قطب مثبت است و اگر آن را روی موضعی که درد میکند ببندیم، درد را بهبود میبخشد.» وی آهنربا را برای درمان آبریزی چشم ، اختلال قاعدگی در زنان و حتی سرطان مفید میدانست.
یافتههای پاراسلس در نهایت به پیدایش فرضیه مغناطیس حیوانی شد که به توسط آنتوان مسمر ارائه گردید.
بعد از مسمر ، کنت پویسکور اولین کسی بود که نشان داد یک شخص میتواند بر دیگری اثر کند. آن هم بصورت جدی که سبب تغییرات زیادی در آن شخص گردد.
دکتر برید و هیپنوتیزم
کلمه هیپنوتیزم را در سال 1842 جراح و چشم پزشک انگلیسی ، دکتر جیمز برید بکار گرفت. وی افراد زیادی را به روش پویسکور مانیهتیسم میکرد. بدین ترتیب که آنها را روی صندلی مینشاند و به چشمانشان خیره میشد، سپس دستهای خود را مقابل صورت او حرکت میداد و در عین حال به معمول تلقین میکرد که بخوابد. که در نهایت او را به خواب میبرد. برید در اول تصورش بر این بود که عامل اصلی در هیپنوتیزم نگاه است، بعدها به این نتیجه رسید که عامل اصلی هیپنوتیزم تلقین شفاهی هیپنوتیزم کننده و تلقین پذیری هیپنوتیزم شونده میباشد.
دکتر اسدیل و هیپنوتیزم
دکتر جیمز اسدیل از جمله پزشکانی بود که از فن هیپنوتیزم در اعمال پزشکی بهره فراوان گرفت. ایشان برای انجام جراحیها از این فن به جای داروی بیهوشی استفاده میکرد. وی 300 جراحی بزرگ و کوچک را به کمک هیپنوتیزم انجام داد.
شارکو و هیپنوتیزم
دوران شارکو عصر طلایی هیپنوتیزم در فرانسه نامیده میشود، زیرا در این دوران کلیه پزشکان فرانسه در بیمارستانها شیفته علم هیپنوتیزم بوده و از آن در معالجه بیماران عصبی استفاده میکردند و کاربرد آن را در امور درمانی به رسمیت شناخته بودند.
امیل کویه و هیپنوتیزم
امیل کویه داروساز فرانسوی بود که میگفت :«هر روز ، در هر زمینه و به هر صورت من بهتر و بهتر میشوم.» وی معتقد بود که عامل موفقیت در زمینه هیپنوتیزم جملات و کلماتی که هیپنوتیزور بیان میکند نیست، بلکه مساله اصلی در این زمینه پذیرش این مطالب و قبول آنها توسط ذهن خود سوژه است. به عقیده وی هیپنوتیزم و تلقین به نفس تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند.
فروید و هیپنوتیزم
دکتر زیگموند فروید پایهگذار مکتب روانکاوی در دنیا بر این باور است که : به یاد آوردن ، گفتن خاطرات پرهیجان گذشته ، فاش کردن اسرار نگفتنی ، با رنج و نگرانی بیمار را سبک میسازد، بنابراین ارزش درمانی دارد و همه بیماریها را نمیتوان با چاقو ، میکروسکوپ و سایر وسایل جراحی معالجه نمود.
کارلو مارچزی و هیپنوتیزم
دکتر مارچزی اولین شخصی بود که تلهپاتی (انتقال فکر) را از فاصله ششصد مایلی مورد آزمایش قرار داد وی از هیپنوتیزم در خلال جنگ جهانی دوم ، برای مداوای بیماران استفاده میکرد. وی معتقد است که : «هیپنوتیزم بر خلاف تصور عموم ، خواب نیست، بلکه تمرکز فکر است که همراه با افزایش ادراک خارقالعاده حواس میباشد و چون ادراک خارقالعاده حواس مربوط به دنیای ناخودآگاهی است، پس هیپنوتیزم نیز مربوط به دنیای ناخودآگاهی است و خواب یکی از حالاتی است مانند سایر حالات که در حال تمرکز به معمول تلقین میشود.»
ایوان پاولوف و هیپنوتیزم
ایوان پاولوف فیزیولوژیست و پزشک روسی در سال 1904 در زمینه فیزیولوژی و پزشکی موفق به دریافت جایزه نوبل شد. وی در مطالعاتش به روانشناسی و روانکاوی روی حیوانات میپرداخت. وی قانون بازتاب شرطی را مورد عادات و رفتار انسان ارائه داد. البته بشر عقل و تفکر را در طول زمان جانشین بازتاب شرطی و تجربههای ناشی از واکنشهای افراد کرده است.
هیپنوتیزم در آمریکا
در سال 1958 پدیدههای هیپنوتیزم در انجمن روانپزشکی آمریکا رسمیت یافت و روانپزشکان شرایط و موارد استفاده آنرا تعیین کردند. مجلات تخصصی مختلفی در آمریکا اخبار و تازههای هیپنوتیزم را دنبال میکنند. استقبال و علاقهمندی پزشکان سبب گسترش این علم در آمریکا شده تا جایی که دو انجمن ملی تخصصی با کادر تخصصی خود تحقیقات و فناوریهای جدید این علم را پیگیری میکنند.
نوشته شده توسط يك دوست در سه شنبه 1388/04/30
ساعت موضوع |
لینک ثابت
ماجراهايي از بهلول عاقل
1-بهلول و دوست خود:
شخصي كه سابقه دوستي با
بهلول داشت روزي مقداري گندم به آسياب برد،چون آرد نمود بر الاغ خود نمود و چون
نزديك منزل بهلول رسيد اتفاقا" خرش لنگ شد و به زمين افتاد آن شخص با سابقه دوستي
كه با بهلول داشت بهلول را صدا زد و درخواست نمود تا الاغش را به او بدهد و بارش را
به منزل به رساند.چون بهلول قبلا" قسم خورده بود كه الاغش را به كسي ندهد به آن مرد
:گفت........
ادامه مطلب
نوشته شده توسط يك دوست در دوشنبه 1388/04/01
ساعت موضوع |
لینک ثابت
ماجراهايي از ملانصرالدي
مقدمه:
شايد بسياري از جوانان
بگويند ، ملا نصر الدين ديگه چيه و اين قصه ها ديگه قديمي شده. ولي بايد گفت كه ملا
نصرالدين متعلق به كشور ما و يا مشرق زمين نيست . او متعلق به قديم نيست . او
شخصيتي است كه داستان هايش تمامي ندارد و هنوز كه هنوز است حكايات با مزه اي كه
اتفاق مي افتد را به او نسبت مي دهند. و حتي او را با موضوعات امروزي مثل موسيقي
جاز، راديو و تلفن همساز كرده اند. در كشور هاي آمريكايي و روسيه او را بيشتر با
شخصيتي بذله گو و داراي مقام والاي فلسفي مي شناسند.به هر حال او سمبلي است از فردي
كه گاه ساده لوح و احمق و گاه عالم و آگاه و حاضر جواب است.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط يك دوست در دوشنبه 1388/04/01
ساعت موضوع |
لینک ثابت
اندر فوايد سيگار كشيدن
نويسنده وبلاگ "هواي سالم " در يكي از پستهاي اخير وبلاگ خود موضوعي را با عنوان " فوايد سيگار كشيدن " مطرح كرده است. بر پايه اين گزارش در اين وبلاگ ميخوانيم |
ادامه مطلب
نوشته شده توسط يك دوست در دوشنبه 1388/04/01
ساعت موضوع |
لینک ثابت
داستان زیبای مرد نمازگذار و شیطان
مردی
صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس
پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف
شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض
کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه........
ادامه مطلب
نوشته شده توسط يك دوست در دوشنبه 1388/04/01
ساعت موضوع |
لینک ثابت